آواز قوي سپيد

 
پاییز
نویسنده : قو سپيد - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ،۱۳۸۳
 

 

 

برگ های زرد و خشک ا ز شاخه ها افتاده اند

 

زیر پای عابران از دست و پا افتاده اند

 

 

شاخه تنها ،برگ تنها،آب باران پشت پا

 

بار دیگر اشک وچشم از هم جدا افتاده اند

 

 

برگهای دل شکسته ناله وخش خش وآه

 

شاخه ها با بغض های بی صدا افتاده اند

 

 

جاده های سربه دامن برده ی سبز بهار

 

زیر شولای خزان بی انتها افتا ده اند

 

 

نرم و آهسته قدم بردار همراه نسیم

 

برگ ها دل نازک اند و هر کجا افتاده اند

 

 

ماجرای فصل بی برگی همه دلتنگی است

 

چار رفصل شعر من در ماجرا افتاده اند